ابوالقاسم شم آبادی
دکتر محمد راسخ
نوشته شده توسط ابوالقاسم شم آبادی در ساعت 12:11
1.    حق و مصلحت Haq va maslehat ( Rights & Interests )


اين اثر به عنوان اولين کتاب راسخ محسوب مي شود. كتاب شامل مجموعه اي از مقالات ترجمه و تاليف شده مي باشد كه در سه حوزه فلسفه حقوق ، فلسفه حق و فلسفه ارزش ارائه شده است. آن چنان كه نويسنده خود در مقدمه كتاب ذكر مي كند حوزه ي فلسفه حقوق را مي توان به دو دسته توصيفي و ارزش حقوق تقسيم كرد. در حوزه فلسفه توصيفي حقوق سوال بنيادين ما حول محور چيستي حقوق مي گردد. حقوق به مثابه يك سيستم هنجاري در ارزيابي و نسبت سنجي با ديگر حوزه هاي هنجاري قرار مي گيرد. اما درگيري و بحث هاي نظري تنها به چيستي حقوق ختم نشده و نمي شود در درون خود حقوق هم سوالاتي بنيادين طرح مي شود كه جمله آنها مي توان به اين سوال اشاره كرد كه چطور مي توان عمل ضداخلاقي مجازات را توجيه كرد ؟ در اينجا وارد حوزه هنجاري فلسفه حقوق شده ايم.
حق در معناي جديد آن پديده اي مدرن است كه محل تولدش را در جايي به جز همان جا كه مدرنيته متولد شده است نمي توان جست و جو كرد. اين مفهوم مانند ديگر مفاهيم ديگر مدرن براي كشور ما به مثابه شكوفه سيبي مي مانست كه مي كوشيدم با وسايل چسبنده به شاخه گندم پيوند بزنيم ، نه گل گندم توان حمل اين بار را داشت نه شكوفه سيب توان رشد را. راسخ در فصل دوم مي كوشد درخت كه ميوه اش سيب حق است را وارد ايران كند. تلاش براي معرفي و شناساندن مباني حق به نظر نگارنده كاري است كه راسخ كوشيده است در فصل دوم انجام دهد.
بحث فلسفه ارزش (Axiology) از بحث هايي است كه اگر چه مهم اما در كشور ما چندان به آن توجه نشده است . به طور كلي اين بحث در فلاسفه غرب نه به صورت آشكار و به عنوان حوزه اي جدا بلكه ذيل فلسفه اخلاق از آن صحبت شده است. متفكرين اين حوزه را به سه دسته اتريشي-آلماني ، انگليسي و آمريكايي تقسيم مي كنند. از لحاظ تاريخي گرايش اتريشي-آلماني مقدم بر دو گرايش ديگر بوده است. موضوع بحث در اين حوزه بررسي ارزش ها و منطق حاكم بر آنهاست اعم از اينكه ارزش ها اخلاقي باشند يا زيباشناختي يا... . راسخ در قسمت سوم كتاب حق و مصلحت به اين حوزه پرداخته است. نگارنده اين نوشتار به اين خاطر كه حوزه معرفت شناسي بسيار حائز اهميت مي داند مقاله "هميشه حقيقت" را يكي از مهم ترين مقالات نه اين بخش بلكه كل كتاب مي داند.
صادقانه بايد اعتراف كنم كه پيچيدگي اين مجموعه مقالات آنقدر بالاست كه دانشجويان دوره كارشناسي تنها در ترم هاي 6 يا 7 كه با فضاي تمام حوزه هاي حقوق آشنا شدند و تعاريف مفاهيم حقوقي در ذهنشان جا گرفته قادر به درك مطالب اين كتاب هستند. طبيعتا مطالعه اين كتاب براي هر دانشجوي حقوق در هر گرايشي در سطح كارشناسي ارشد و دكتري واجب محسوب مي شود.
2.    تاريخ مختصر تئوري حقوقي در غرب Tarikh e Mokhtasar e teori hoghughi dar gharb (A Short History of western legal theory )


حتمامی توان گفتن اين كتاب جز ده كتاب ماندگار در رشته حقوق خواهد بود و به نظر نگارنده مهم ترين و تاثير گذار ترين اثر چاپ شده محمد راسخ است. راسخ در مقدمه اي كه بر ترجمه اين كتاب نوشتن است در سه گام به اثبات اين نكته مي پردازد كه چرا اين كتاب براي خواننده ايراني مفيد است كه ضرورتي وجود ندارد كه در اين جا تكرار شود. آن چيزي كه اين كتاب را در ميان نوشته هاي حقوقي خاص مي كند علاوه ترجمه منحصر به فرد راسخ ، خاص بودن اصل نوشته است.
جان كلي (John kelly ) در مقام يك نويسنده اصيل ، در مقدمه كتاب مي كوشد علت نوشتن كتاب را با توجه به وجود تعداد متنابهي از كتاب هاي موجود در فلسفه حقوق و نظريه حقوقي بيان كند. كلي با بيان دو سنت معرف در فلسفه يعني سنت انگلو-ساكسون و سنت قاره اي ، آثار معروف تاليف شده در هر دو سنت را نام مي برد و به طور موجز نقص هر كدام را بيان مي كند. از نظر نگارنده مهم ترين بخش كتاب همين مقدمه است كه كلي نوشته است و در حقيقت روش خود را در كل كتاب روشن مي كند و همين روش اوست كه سبب مي شود كه اين كتاب ارزشمند و طراز اول باشد.
از ويژگي هاي بارز ديگر اين كتاب مختصر بودن كتاب است كه در عنوان كتاب نيز ذكر شده است. در دانشكده هاي حقوق ايران ، واحد تئوري حقوقي يا نظريه حقوقي و يا عنوان كلي تري مثل فلسفه حقوق ، يا ارائه نمي شود و اگر هم ارائه شود در قالب يك درس اختياري تك واحدي است كه شايد در يك ترم بيش از 14 جلسه تشكيل نشود.در اين ميان حجم عظيمي از موضوعات قابل ارائه وجود دارد كه قطعا توجه كردن به همه آنها مقدور يك چنين ساختاري نخواهد بود. كتاب كلي در عين جامعيت ، مختصر هم هست . از بيان ايده هاي فرعي در هر نظريه گذشته و تفكرات اصلي را بيان كرده است . اگر چه سعي كرده همان طور كه خودش مي گويد مانند برتراند راسل ، گزارشي از تاريخ تئوري حقوقي بدهد اما قلمش خالي از نقد نيست و هر كجا كه لازم ديده است ، انتقاد هاي وارده شده را نيز بيان مي كند.
3.    بنياد نظري اصلاح نظام قانونگذاري Bonyad nazari eslah e nezame ghanun ghazari ( theorical fundation of reforming of legiletion system )


هنوز با تجربه بيش از يك قرن قانونگذاري به روش مدرن ، تصويب قانون در جامعه ما يك مشکل و مسئله پیچیده  است. علت آن شايد اين دو مورد باشد كه اول مفهوم قانونگذاري به شكل مدرن فرآورده فرهنگي جامعه ايراني نبوده است. قانون به شكل جديدش دستاورد تحولاتي در غرب بوده است كه عنوان مدرنيته را به آن داده اند. دوم اينكه حتي وقتي تلاش شد با وارد كردن دانشگاه به ايران و فرستادن دانشجو به مغرب زمين ، جامعه ايراني به سمت مدرن شدن برود مقاومت هايي از سوي صاحبان منافع در ساختار سنتي صورت گرفت. رابطه نظام قانونگذاري و دانشگاه به عنوان مركز اصلي مدرنيته در ايران هيچ وقت رابطه صلح آميزي نبوده است ( براي نمونه مي توانيد به كتاب سرگذشت و سوانح دانشگاه اثر دكتر مقصود فراستخواه مراجعه كنيد در ايران مراجعه كنيد ). شايد دغدغه راسخ در پژوهشي كه خروجي آن كتاب بيناد نظري اصلاح است ، از چنين نوعي بوده باشد. رويكرد راسخ در اين پژوهش يك رويكرد توصيفي است كه مي كوشد با ارائه بسته اي از نظريات در حوزه هاي مختلف نظري ، فضايي را فراهم كند تا اولا امكان شناخت هر چه بهتر نظام قانونگذاري فراهم شود و دوم اينكه منبعي باشد از نظريات هم متفكرين غربي و هم متفكرين اسلامي تا اينكه فضاي مناسبي براي شناسايي نقاط ضعف و ناهماهنگ يك نظام و راه هاي اصلاح آن فراهم شود.
به دور از اين جنبه كاربردي كتاب بنياد نظري اصلاح ، كتاب پژوهشي جدي در حوزه فلسفه قانون است. مفهوم حاكميت قانون به عنوان يكي از مهم ترين هسته هاي سيستم حقوقي مدرن محسوب مي شود. هر دو مفهوم تركيب حاكميت قانون را ساخته مي سازد ( حاكميت / قانون ) مفاهيمي نظريه هستند و نيازمند نظريه پردازي و اين كتاب نظريه پردازي هايي كه حول محور قانون صورت گرفته است را بيان مي كند. ( دور از جنبه كاربردي به اين معنا نيست كه اصلا وجه كاربري ندارد ، وجه اول ، وجهي مستقيما كاربردي بود اما از اين منظر به طور غير مستقيم كاربرد خواهد داشت)
از ديگر ويژگي هاي منحصر به فرد اين كتاب مي توان به اين موضوع اشاره كرد كه كتاب علاوه بررسي متفكرين خارجي به متفكرين ايراني واسلامي پرداخته است. در اينكه مسير مدرن شدن ايران داراي پلي است كه نامش سنت است بنده هيچ شكي ندارم. به نظر مي رسد متفكري كه در ارتباط به مدرنيته ايراني سخن مي گويد اما شناختي از سنت ايراني ندارد كاري جز آب در هاون كوبيدن نمي كند. در آخر هم بايد گفت يك دانشجوي حقوق عمومي يا بايد اين كتاب را بخواند ويا دويست و پنجاه و چهار كتابي كه در منبع شناسي اين كتاب آمده است.
4.    تاريخ تئوري هاي حقوق اسلامي Tarikh e teorihay e hoghoogh eslami ( A history of Islamic legal theories  )
مواجهه تمدن اسلامي با تمدن غرب بعد از جنگ هاي صليبي و تحول در اروپا با عناويني چون رنسانس ، اين پرسش را در ذهن متفكران مسلمان ايجاد كرد كه چرا در غرب چنين تحولاتي رخ داد و سبب پيشرفت مادي آنها شد؟ تلاش براي كشف پاسخ اين سوال و كاهش فاصله با تمدن غرب در ايران به شكل انقلاب مشروطه پديدار شد. ورود مفاهيم مدرن از قبيل قانون ، مجلس ، آزادي و دموكراسي به ايران به معناي فاصله گرفتن ايران از سنت هاي خود نبود. جدال سنت با اين مفاهيم از انقلاب مشروطه آغاز نشد بلكه يكي از مهم ترين نقاط اوجش انقلاب مشروطيت بود. تقابل چهره دو جبهه با هم در انقلاب مشروطه و پس از نشاني از اين تعارضات بود.
وجه قالب سنت ما ، با برداشتي فقه مدار از دين همراه بوده و هست. اين بدين معناست كه حتي در دوران جديد و پس از انقلاب اسلامي ايران نيز دين نقش عمده اي را در تعيين هنجارهاي سنتي بازي مي كرده است. براي رسيدن به سنتزي بين ارزش هاي سنتي و مدرن لازم است هر دو طرف همديگر را به خوبي بشناسند تا در بحث هاي خود دچار خلط نشوند. كتاب تاريخ حقوق اسلامي را مي توان پاسخي به همين نياز دانست.
راسخ در مقدمه همين كتاب به مسئله پرداخته است كه بلاشك دين اسلام نقش عمده اي را از زمان ورودش به ايران تاكنون بازي كرده و مي كند و برداشت حاكم و غالب هم برداشتي فقه مدار است. وي با آوردن چند نمونه بحثش را به اثبات مي رساند. اما چون اين كتاب در ارتباط با تاريخ فقه در اهل سنت است ، راسخ به اين سوال نيز در مقدمه مي پردازد كه آيا مطالعه تاريخ فقه اهل سنت براي شيعيان مفيد است يا خير؟ و براي پاسخ مثبت خود چهار دليل ذكر مي كند.
به نظر مي رسد كه تعدد واحدهاي فقهي در دانشكده هاي حقوق نشان از اهميت فقه در حقوق موضوعه ما دارد و كتاب حلاق شناختي جامع و مختصر را با متد جديد و مطابق با روحيه دانشگاهي براي دانشجويان حقوق فراهم مي كند.
5.    نظارت و تعادل در نظام حقوق اساسي dar Nezame hoghoogh Asasi  Nezarat va Taadol ( Checks and Balances under the Constitutional System )
حاکمیت قانون به عنوان تنظیم کننده چارچوب قوای سه گانه از پايه هاي اساسي حقوق مدرن است. اين پايه بدين معناست كه رفتار افراد در استفاده از قدرت عمومي تنها در جايي مجاز است كه قانون آن را بيان كرده باشد و البته قانون روش استفاده از قدرت را هم بيان مي كند و استفاده از خارج از آن موجب مسئوليت فرد مي شود. اينكه چه طور حاكميت قانون يكي از مهم ترين ستونها در حقوق مدرن شد ، نيازمند مطالعه اي تاريخي-فلسفي است اما حاكميت قانون به تنهايي نقش كليدي را كه بايد در جامعه بازي كند ، انجام نمي دهد.بنابراين همراه حاكميت قانون ستون ديگري در حقوق مدرن مطرح است و آن عبارت است از نظارت. نظارت در حقيقت آن روي سكه حاكميت قانون است و بدون آن حاكميت قانون معنايي ندارد. نظارتي كه از آن صحبت مي كنيم به بررسي رفتار افراد در قالب نهادهاي قانوني مي پردازد و روشن مي كند كه چه كسي رفتاري قانوني داشته و چه كسي نداشته است. پس حاكميت قانون تنها تكليف ارگان ها و نهادهاي حكومتي را در حوزه نظريه مشخص مي كند اما در عمل اين نظارت است كه تجلي حاكميت قانون را فراهم مي كند. وقتي حاكميت قانون و نظارت فراهم باشد رفتارهاي همه روشن است به جز يك نفر و آن هم مقام نظارت كننده است . قدرت نظارت كننده مثل تمام قدرت هاي در سطح عمومي از قانون ناشي مي شود ، اما چه كسي مراقب است كه نظارت كننده خود در چهارچوب قانون حركت كند!؟ تعيين هر مقام بالاتر براي نظارت بر ناظران پاييني مسئله را حل نمي كند بلكه صرفا آن را يك پله بالاتر مي برد. پاسخ متفكرين حقوقي عبارت بوده است از برقراري يك شبكه اي از نظارت و نه يك سلسله از نهاد هاي ناظر. بدين معنا كه هر بخش از قدرت بخش بر بخش ديگر از آن نظارت كند. و از اين ساختار با عنوان وجود تعادل در سيستم نظارت صحبت كرده اند. سيستم نظارت و تعادل در يك نظام سياسي به پيچيدگي همان نظام سياسي است.
اهميت بحث نظارت و تعادل را به شكلي بسيار مختصر در بالا نشان داديم و گفتيم همان طور كه حاكميت قانون يك از ستون هاي حقوق مدرن است همان طور هم نظارت و تعادل يكي ديگر از اين ستون هاست. راسخ در راستا همين موضوع كتاب نظارت و تعادل را منتشر كرده است. كتاب را مي شود به دو بخش كلي تقسيم كرد: بخش اول بحث هاي نظري در ارتباط با نظارت و بخش دوم بررسي سيستم حقوق اساسي ايران و شناسايي نهادهاي نظارتي در آن است. حقيقتا بايد در اين مورد از دكتر راسخ تشكر كرد چون يكي از انگشت شمار كتابهاي فارسي است كه در اين زمينه منتشر شده است. از ويژگي هاي خوب كتاب برخلاف اغلب كتابهايي كه در حوزه پايه هاي حقوق اساسي نوشته مي شود ، نشان دادن تاثير عملي بحث در ساختار حقوقي است. البته بحث نظري كه علاوه بر روشن كردن ذهن در اين زمينه معيار نقدي مناسب به دست ما مي دهد تا با آن به سنجش سيستم حقوقي خود بپردازيم.
6.    مباني حقوق عمومي Mabani e Hoghoogh e Omumi ( The Idea of Public Law )
متاسفانه به دلايل متعدد بسياري از مفاهيم سياسي و حقوقي وارد شده در سيستم حقوقي و نظام سياسي ما ، ترجمان دقيقي از مفاهيم موجود در سنت غرب نيستند. به طور مثال واژه سكولاريسم ، يك پديده ايست كه در سنت غرب پرورش يافته است. اين مفهوم در كشور ما معادل واژه بي خدا گرفته مي شود اين در حالي است كه سكولاريسم به هيچ عنوان چنين معنايي را در سنت خودش نمي رساند.
راسخ با ترجمه كتاب مباني حقوق عمومي ، علاوه بر اينكه ادبيات بسيار ناقص ما را در اين حوزه تقويت كرده است به پيرايش مفاهيم بنيادين در حقوق عمومي پرداخته است. اين كتاب اثري است بر آمده از تحقيقات دو ساله ، دكتر مارتين لاگلين استاد حقوق اساسي كالج اقتصادي لندن، در حوزه هايي چون شناسايي امر سياسي ، حق ها ، حاكميت و ... .
7.    آزادي ، اخلاق ، قانون Azadi , Akhlagh , Ghanoon ( Law , Liberty and Morality )
يكي از بحث هاي بسيار متعارف در حوزه فلسفه حقوق ، شناسايي نسبت بين اخلاق و حقوق است. آن گونه كه هربرت هارت در متن همين كتاب مشخص مي كند پرسش ها در ارتباط با حقوق و اخلاق در قالب چهار پرسش كلي قالب طرح است. 1. آيا توسعه حقوق تحت تاثير اخلاق بوده است ؟ 2. آيا براي ارائه يك تعريف مناسب از قانون يا حقوق بايد ضرورتا به اخلاق مراجعه كرد ؟ 3. آيا مي توان به نقدر اخلاقي حقوق پرداخت ؟ 4. آيا اخلاقيات يك جامعه را بايد الزام حقوقي كرد؟ هارت در قالبي سلبي و با تكيه بر نظريه جان استوارت ميل مي كوشد به پرسش چهار در اين زمينه پاسخ دهد. بحث هارت از آن جهت سلبي است كه در حقيقت به نقد استدلال هايي مي پردازد كه برخي از نظريه پردازان در حقوق انگلستان به نفع الزامي كردن اخلاقيات آورده اند. هارت صورت بندي دقيقي از نظريات مقابل ارائه مي دهد و اَشكال استدلال هاي آنها بيان مي كند و يكي پس از ديگر استدلال ها و مثال هاي آنها را پاسخ مي دهد.محور بحث هارت در اين كتاب تفكيك بين اخلاق متعارف و اخلاق انتقادي است.
راسخ در مقدمه اي كه بر اين ترجمه نوشته است ارتباطي كه حقوق كيفري و حقوق عمومي با هم دارد را بيان مي كند ، نگرش هايي كه بر نسبت بين آزادي ، قانون و اخلاق وجود دارد را روشن مي كند. اين كتاب اگر چه اثري بسيار جدي در فلسفه حقوق كيفري و حقوق عمومي است اما نگارش آن به سبكي است دانشجوي حقوق اغلب با آن راحت نيستند. اين به معنا ضعف در سبك نوشته نيست بلكه به معنا ضعف در گستره مطالعاتي دانشجويان حقوق است. زيرا حتي در حوزه فلسفه حقوق ، به نحوه نگارش مستقيم عادت كرديم و فراموش كرديم كه فلسفه حقوق از گفتمان دو نگرش متفاوت در مورد موضوع خارجي واحد ، روشي است كه بيشتر به ما كمك مي كند تا مسائل و مشكلات واقعي را در نسبت با نظريه حل كنيم.
8.    فرهنگ نظريه حقوقي Farhang e Nayari e hoghooghi ( A Dictionary of Legal Theory )
گستردگي حقوق و نظريه هاي حقوقي به اندازه گستردگي و پيچيدگي جامعه است. اين گستردگي سبب مي شود گاهي حتي اساتيد با تجربه حقوق در يك گرايش خاص با برخي از حتي عناوين در حوزه هاي ديگر حقوق آشنا نباشند. وجود يك مرجع به عنوان كتابي صرفا جهت آشنايي اوليه با مفاهيم حقوق مدرن و شناسايي مفاهيم مرتبط با آن بسيار حائز اهميت است .اين كار برايان بيكس ، يكي از فيلسوفان حقوق معاصر ، در كتاب فرهنگ نظريه حقوق انجام داده است. شما در اين كتاب از مفاهيم اقتصادي مرتبط با نظريه هاي حقوقي گرفته تا مفاهيم انتزاعي فلسفه اخلاق را پيدا خواهيد كرد. مي توان به جرات گفت كه مفهوم يا نهادي نيست در حقوق ما كه از غرب گرفته شده باشد و در اين كتاب آورده نشده باشد.
در اين كه اين اثر به زبان انگليسي ، اثر مهم است در بالا توضيح داده شد. اما وقتي اين كتاب توسط دكتر راسخ به فارسي ترجمه شد علاوه بر فايده اي كه در بالا ذكر شد دو نياز ديگر را هم ترجمه اين كتاب پاسخ مي دهد. اولي اينكه بسياري از مفاهيم حقوقي وارد شده در سيستم حقوقي ما خارج از زمينه خود وارد شدند و اين سبب شده است كه اصل مفهوم به طور دقيق در ايران جا نيفتد ، از طرف بسيار از ترجمه هاي تحت الفظي باعث سردرگمي خوانندگان آثار ترجمه ، شده است. راسخ با توجه به زمينه مناسبي خود در حقيقت به نوعي پالايش در ادبيات حقوقي ما با ترجمه اين كتاب ، دست زده است. از طرف ديگر بسيار از مفاهيم مطروحه در اين اثر در سيستم حقوقي ما نيست و اين ترجمه مي توان سرآغاز بسيار مناسبي براي ورود اين مفاهيم به دايره ادبيات حقوقي ايران باشد. شايد مقايسه اين كتاب با اثر گرانقدر دكتر لنگرودي ، ترمينولوژي حقوق ، كار بيهوده و نامعقولي به نظر نرسد و مي توان گفت همان طور كه هر حقوقي كتاب ترمينولوژي حقوق را بايد در كتاب خانه خود داشته باشد ، فرهنگ نظريه حقوقي را نيز بايد داشته باشد.
9.سلول بنيادي ، اخلاق و حقوق


يكي از موضوعات بحث برانگيز امروزه حقوق ، مجموعه پرسش هاي است كه تحت عنوان اخلاق زيستي از آن ياد مي شود. وقتي به اطرافمان نگاه مي كنيم حتي در دورترين نقطه از دست رس انسان ، حضور تكنولوژي و علم را مشاهده مي كنيم. تكنولوژي كه روز به روز گسترده تر مي شود هر روز پرسش هاي جديدي را با ورودش به همراه مي آورد. پرسش هايي كه در مربوط است به رابطه انسان ها با يكديگر ، انسان ها با طبيعت و انسان ها با تكنولوژي. وقتي نقش تكنولوژي در زندگي بشر امروزي تا اين حد گسترده شد ، نه تنها دانش هاي هنجاري مانند حقوق و اخلاق بلكه علم هاي توصيفي كه موضوع مطالعه شان انسان است ، مانند اقتصاد و جامعه شناسي ، به اين مسئله توجه كردند. از تقابل دانش هاي هنجاري با تكنولوژي گرايشي متولد شده است تحت عنوان اخلاق زيستي.
كتاب سلول بنيادي ، پژوهشي است در اين حوزه كه به مطالعه استفاده از سلول هاي كشت شده در آزمايش مي پردازد. اين پژوهش در سه فصل تنظيم شده است. فصل اول به شناخت موضوع مطالعه ، يعني سلول هاي بنيادين ، پرداخته است. با توجه به اينكه در حوزه اي ميان رشته اي نگاشته شده و مورد مطالعه دانشجوياني قرار مي گيرد كه حداقل اطلاعات را در زمينه مفاهيم زيستي ندارند اختصاص يك بخش با شناساندن موضوع به مخاطب كار بسيار سنجيده ايست. دو فصل بعدي كتاب در رابطه نحوه هنجار گذاري دو سيستم اخلاق و حقوق در موضوع مطروحه است. بررسي پاسخ هاي ديدگاه هاي متفاوت اخلاقي در اين زمينه از ويژگي هاي مثبت اين كتاب محسوب مي شود. در فصل آخر هم به بررسي برخورد نظام هاي حقوقي با مسئله استفاده از سلول هاي بنيادين پرداخته شده است.
10.    مفهوم قانون Mafhume ghanoon ( The Concept of Law )


ماندگاري يك اثر در حوزه ترجمه ، به نظر نگارنده ، به دو عامل اساسي بستگي دارد. اول اينكه ، اصل اثر ماندگار باشدو دوم اينكه ترجمه اي كه از كتاب مي شود سليس ، قابل فهم و در عين حال با تامل نوشته شده باشد. ترجمه كتاب مفهوم قانون ، هر دوي اين ويژگي ها را در حد نزديك به كمال در خود دارد. شايد بتوان گفت اثر ديگري از راسخ كه در ادبيات حقوقي ايران ماندگار خواهد شد ، اين كتاب است.
اصل كتاب مفهوم قانون ، آغازگر برداشتي نو از مفهوم اثبات گرايي در حقوق است. كه بسياري از آثار نوشته شده بعد از آن در زمينه فلسفه حقوق يا به طرفداري از اين اثر بوده است يا به نقد اين اثر پرداخته است. نگرشي تفسيري ، رونالد دوركين از دل انتقادهايي كه به اثبات گرايي هارت داده است بيرون آمده. كتاب در عين حالي كه با سنت تحليل زباني حاكم بر آن دوره فلسفه انگلستان به بررسي قانون مي پردازد ، نگاهي جديد را به قانون ارائه مي دهد و در كنار تقنين توسط مجلس ، به تقنين توسط قضاوت نيز توجه مي كند. در عين هارت بي خبر از دو سنت شكل گرا و شك گرا موجود در آن دوره نبوده است و به تحليل و انتقاد از اين دو گرايش كه اولي تاريخي طولاني دارد اما دومي برآمده از تحولات در قرن نوزده و بيست است مي پردازد. هارت به عنوان يك اثبات گرا ، قائل به اين تفكيك بين اعتبار قاعده حقوقي و اخلاقي بودن آن مي شود. در فصول انتهايي كتاب هارت انتقادهاي خودش را نسبت به حقوق طبيعي مطرح مي كند و تلاش مي كند نحوه ارتباط سه حوزه هنجاري عدالت ، اخلاق و حقوق را مشخص كند.
بايد گفت كه ترجمه دقيق يك متن اصيل فلسفي ، آن هم متني به دقت و ظرافت مفهوم قانون ، كه ستون فلسفه اثبات گرايي هارت را شكل مي دهد كار بسيار دشواري است.در جايي راسخ بيان كرد كه ترجمه يك اثر ، نه صرفا برگردان واژه اي از يك زبان به زبان ديگر است بلكه زنده كردن آن اثر در يك فرهنگ ديگر است.
در ترجمه يك اثر واژه و مفاهيم از ذهن نويسنده اصلي به ذهن مترجم وارد مي شود و آن چيزي كه خارج مي شود همراه با درك مترجم از متن است.اگر ذهني دقيق ، نكته بين نباشد ،‌ و هم چنين داراي پس زمينه فكري براي درگير بودن با دغدغه هاي هربرت هارت نباشد نمي تواند دركي صحيح از فلسفه هارت براي خواننده ايراني فراهم كند. نگارنده در خود چنين صلاحيتي براي اينكه بگويد آيا دكتر محمد راسخ داراي چنين ظرافت نظر و عقبه ذهني براي ترجمه اين اثر بوده نمي بيند ، اما مطمئنا ميزان استقبالي كه اين كتاب خواهد داشت رساننده اين نكات خواهد.



:: موضوعات مرتبط: زندگی نامه اساتید حقوق
 
 

شارژ ایرانسل

فال حافظ