ابوالقاسم شم آبادی
نحوه رسیدگی به تقاضای فرجامخواهی در دیوان عالی کشور
نوشته شده توسط ابوالقاسم شم آبادی در ساعت 19:2

در گفت­گوی «حمایت» با دکتر ارفع نیا مطرح شد؛

گروه قضایی- ابوالقاسم شم ­آبادی: دیوان عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی تشکیل می­شود. مطابق ماده 264 قانون آیین دادرسی کیفری، دیوان عالی کشور در دعاوی مطرح شده رسیدگی شکلی می­کند و حق رسیدگی ماهیتی ندارد؛ یعنی نمی­تواند وارد رسیدگی به عناصر موضوعی دعوا شود و رسیدگی حکمی می­کند. برای آشنایی بیشتر با ابعاد این موضوع با دکتر بهشید ارفع نیا وکیل پایه یک دادگستری و استاد دانشگاه گفت­وگویی داشته­ایم که در ادامه می­آید.

 

خانم دکتر به عنوان سوال اول، بفرمایید: ساختارشعب دیوان عالی کشور چگونه است و تجدیدنظر از چه آرایی در شعب دیوان عالی کشور رسیدگی می­شود؟

 

در رابطه با ساختار دیوان عالی کشور باید گفت که دیوان دارای شعب متعددی است و هریک از شعب آن دارای دو عضو است؛ یک نفر رییس و دیگری مستشار. البته هر یک از دو عضو مذکور دارای شرایطی هستند، بدین ترتیب که یا باید مجتهد باشد یا ده سال تمام در درس خارج شرکت کرده یا ده سال سابقه کار قضایی یا وکالت داشته باشد و در هر حال آشنایی کامل به قوانین مدون اسلامی شرط اساسی است. در مورد تجدیدنظر در دیوان عالی کشور باید گفت که: تجدیدنظر از کلیه آرای دادگاه کیفری استان و دادگاه­های بدوی در جرایمی که مجازات قانونی آنها حبس بیش از ده سال و قطع عضو و مصادره اموال باشد و هم چنین رسیدگی به فرجام­خواهی از آرا در شعب دیوان عالی کشور صورت می­گیرد؛

خانم دکتر به عنوان سوال بعدی بفرمایید: منظور از اینکه شعب دیوان عالی کشور نمی­توانند نسبت به موضوع دعاوی رسیدگی ماهوی کنند، چیست؟

منظور این است که شعب دیوان کشورنباید نسبت به صحت و سقم موضوع دعوا که مورد رسیدگی قضات ماهوی بوده، دخالتی بکنند به بیان دیگر، مطابق ماده 264 قانون آیین دادرسی کیفری، دیوان عالی کشور در دعاوی مطرح شده رسیدگی شکلی می­کند و حق رسیدگی ماهیتی ندارد. یعنی نمی­تواند وارد رسیدگی به عناصر موضوعی دعوا شود و رسیدگی حکمی می­کند.

 

با توجه به اینکه مهمترین وظیفه شعب دیوان رسیدگی فرجامی است توضیح دهید، چه آرایی قابل فرجام در شعب دیوان عالی کشور نیست؟

همانطور که می­دانیم رسیدگی فرجامی و البته تجدیدنظر نسبت به آرای دادگاه کیفری استان مهمترین وظیفه شعب دیوان عالی کشور است. همچنین طبق ماده 368 قانون آیین دادرسی رسیدگی آرای دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته، قابل فرجام خواهی نیست. البته استثناهایی نیز در نظر گرفته شده است؛ در مورد احکامی که خواسته آن از 20 میلیون ریال بیشتر باشد، و نیز احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت است، این احکام قابل تجدیدنظر هستند. به علاوه آرای دادگاه های تجدیدنظر استان نیز فقط در در مورد احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف قابل فرجام خواهی است. همچنین در قرارهای ابطال یا رد دادخواست صادره از دادگاه و قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین که اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد، می­توان فرجام خواهی کرد. اما احکام زیر حتی اگر جزء احکام فوق الذکر باشند، قابل فرجام خواهی نیستند:1-احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه؛2-احکام مستند به نظریه یک یا چند کارشناس که طرفین به طور کتبی رأی آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند؛3-احکام مستند به سوگند که قاطع دعوا باشد؛4-احکامی که طرفین حق فرجام خواهی خود را نسبت به آن ساقط کرده باشند؛5-احکامی که ضمن یا بعد از رسیدگی به دعاوی اصلی راجع به متفرعات آن صادر می­شود؛ در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی نباشد؛6-احکامی که به موجب قوانین خاص غیر قابل فرجام خواهی است.

به عنوان سوال بعدی بفرمایید: چنانچه در موضوع یک دعوا آرای مغایری صادر شده باشد، آیا این آرا نیز قابل فرجام خواهی است؟

خیر، چنانچه در موضوع یک دعوا آرای مغایری صادر شود، بدون اینکه طرفین و یا صورت اختلاف تغییر نماید و یا به سبب تجدیدنظر یا اعاده دادرسی، رأی دادگاه نقض شود، رأی موخر بی اعتباربوده و به درخواست ذینفع، بی اعتباری آن آشکار می­شود. هم چنین رأی اول در صورت مخالفت با قانون نقض خواهد شد، اعم از اینکه آرای یاد شده از یک دادگاه یا دادگاه های متعدد، صادر شده باشد. لازم به ذکر است که وجود یکی از موجبات نقض، باعث نقض رأی مورد تقاضای فرجام می­گردد. اگر چه فرجام خواه به آن جهت که مورد نقض قرار گرفته استناد نکرده باشد.

به عنوان سوال آخر، بفرمایید: شرایط درخواست رسیدگی فرجامی چیست و نحوه رسیدگی به تقاضای تجدیدنظر در شعب دیوان عالی کشور چگونه است؟

برای پاسخ به این سوال لازم است در دو قسمت به آن جواب دهیم: در مورد شرایطی که برای رسیدگی فرجامی لازم است باید گفت: اولا، برای فرجام خواهی باید دادخواست فرجامی از سوی متقاضی یعنی هر یک از طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان و یا دادستان کل کشور به دادگاه صادرکننده رأی تقدیم شود. مهلت درخواست فرجامی برای اشخاص ساکن ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا انقضای مهلت تجدیدنظر است و اگر فرجام خواهی به علت مغایر بودن دو حکم است، ابتدای مهلت از تاریخ آخرین ابلاغ هر یک از دو حکم خواهد بود. ثانیا، مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا ارسال می­دارد تا ظرف 20 روز به طور کتبی پاسخ دهد و پس از انقضای این مهلت، پرونده را به دیوان عالی کشور می­فرستد. پس از وصول پرونده به دیوان کشور، رییس دیوان یا یکی از معاونین وی پرونده را به یکی از شعب دیوان ارجاع می­نماید. رییس شعبه، موضوع را مطالعه و گزارش تهیه می­کند یا به یکی از اعضای شعبه برای تهیه گزارش ارجاع می­دهد. این گزارش حاوی جریان ماهیت دعوا و بررسی کامل اعتراضات فرجام خواه و جهات قانونی مورد رسیدگی فرجامی با ذکر استدلال است.

در مورد قسمت دوم که درباره رسیدگی دردیوان عالی کشور است باید گفت که: رسیدگی بدون حضور طرفین دعوا خواهد بود مگر در مواردی که شعب دیوان حضور آنان را لازم بداند. علاوه بر آن در هنگام رسیدگی، عضو ممیز گزارش پرونده و مفاد اوراقی را که لازم است قرائت می­کند و طرفین یا وکلای آنان در صورت حضور می­توانند با اجازه رییس شعبه، مطالب خود را اظهار نمایند و هم چنین نماینده دادستان کل در موارد قانونی نظر خود را اظهار می­نماید. این اظهارات در صورت جلسه قید می­شود و به امضای آنان می­رسد. بنابراین شعبه رسیدگی کننده، طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رأی فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می­نماید. اگر رأی مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد، ضمن ابرام آن، پرونده را به دادگاه صادرکننده ارسال کرده و گرنه به شرحی که گذشت نقض می­کند.

 منبع: حمایت



:: موضوعات مرتبط: حقوق خصوصی
:: برچسب‌ها: دکتر بهشید ارفع نیا, نحوه رسیدگی به تقاضای فرجامخواهی در دیوان عالی کشو
 
 

شارژ ایرانسل

فال حافظ